تبلیغات
متن ترانه ها

متن ترانه ها

فول متن ترانه ها

درس و تکلیف از نو / رونویسی تو
..... بعد انشای بهار / زنگِ سبز تکرار
.......... مشق شب چشم تو / قهر تو، خشم تو
............... بعد تاریخ مغول / یا حریق بلبل
دست ما خیس از عطر / بعد بوسه سر سطر
زنِ زن، تو! تو! / منِ من، تو! تو!
بهترین babe تو / babe بی عیب تو

***
بعد گردش سر پل / بعد یک شاخه گل
..... بعد رگبار غزل / بعد آوار عسل
.......... دختر اُرمَک پوش / گل یاسی بر گوش
............... بعد یک بغض کبود / زنگ تلخ بدرود
دست ما خیس از عطر / بعد بوسه سر سطر
زنِ زن، تو! تو! / منِ من، تو! تو!
بهترین babe تو / babe بی عیب تو

***
بعد حجرت در باد / شب زخم و فریاد
..... بعد یک دفتر تر / لای دفتر خنجر
.......... بعد تنهایی من / یاد دل دل کردن
............... گردشی در دربند / حسرت یک لبخند

***
بعد گردش سر پل / بعد یک شاخه گل
بعد رگبار غزل / بعد آوار عسل
دختر اُرمَک پوش / گل یاسی بر گوش
بعد یک بغض کبود / زنگ تلخ بدرود
دست ما خیس از عطر / بعد بوسه سر سطر

زنِ زن، تو! تو! / منِ من، تو! تو!
بهترین babe تو / babe بی عیب تو

ترانه سُرا: شهیار قنبری

نقد و بررسی در ادامه ی مطلب
سلام
در ترانه babe شاهد یک تصویرسازی بی نظیر هستیم.
تصویر سازی که در آثار گذشته شهیار هم شاهدش بودیم ولی در babe به اوج خودش میرسه. تصویر سازی که در "ناخوش" نیز تکرار شد ولی در babe به شکلی متفاوت تر و عاشقانه تر نمود پیدا کرد.
ترانه babe داستان دو نوجوان عاشق هست که حال به بلوغ رسیده اند ولی جدایی بین آنها فاصله انداخته. ترانه از زبان پسرک روایت میشه که در طول ترانه خاطره‌ی تلخ آخرین دیدار با معشوق بر روی یک پل در "دربند" رو با خودش تکرار میکنه.

درس و تکلیف از نو / رونویسی تو
بعد انشای بهار / زنگِ سبز تکرار
مشق شب چشم تو / قهر تو، خشم تو
* تصویر سازی با شروع نوشتن درس و تکلیف دوران مدرسه آغاز میشه. موضوع نوستالژیک "بهار" برای انشای دوران مدرسه. باید برای بهار یک انشاء مینوشته اما ذهن پسر درگیر چشمان دختر بوده و بجای تکلیف مدرسه تصویر چشمان دختر رو نقاشی میکرده.

زنِ زن، تو! تو! / منِ من، تو! تو!
بهترین babe تو / babe بی عیب تو
* در دو بیت بعد شاعر از همین ابتدا در زمان سفر میکنه و با اشاره به زن شدن دختر، این موضوع رو به تصویر میکشه که حال اون دخترک نوجوان به یک زن بالغ تبدیل شده و حالا مرد تنهاست و سراسر وجودش رو غم تنهایی و عشق آن دختر در بر گرفته به گونه ای که با تمام وجود بصورت دیوانه وار ترجیع بند بالا رو تکرار میکنه.

بعد گردش سر پل / بعد یک شاخه گل
بعد رگبار غزل / بعد آوار عسل
دختر اُرمَک پوش / گل یاسی بر گوش
* باز داستان به گذشته بر میگرده. جایی که زنگ مدرسه به صدا درمیاد و هر دو به یک پل در "دربند" میرن. در دستان پسر یک شاخه گل یاس وجود داره که اون گل رو پشت گوش دختر میذاره. بعد دفتر غزل هاشو باز میکنه و رگباری از غزل هایی که برای عشقشون سروده رو برای ختر میخونه. شیرینی صحبتی که بینشون بوده به آواری از عسل تشبیه شده. دختر هم نوجوان و دانش آموز بوده چون لباسی از اُرمَک (نوعی پارچه که در یزد با دست بافته میشده و برای دوخت روپوش مدرسه بکار میرفته) بر تن داشته و با همون روپوش بعد از مدرسه به اونجا اومده بوده.

بعد یک بغض کبود / زنگ تلخ بدرود
دست ما خیس از عطر / بعد بوسه سر سطر
زمان خداحافظی فرا میرسه و بغض تلخی هر دو رو فرا میگیره. بغض تلخ اولین نشانه از آخرین دیدار بوده. هر دو میدونستن بعد از این دیدار دیگه دیداری وجود نخواهد داشت. در اعتقاد عوام (به ویژه در گذشته)، هدیه دادن عطر بدشگون بوده و باعث جدایی میشده. شاعر با به تصویر کشیدن دستان خیس از عطر، با زبان بی زبانی جدایی و فراق رو به تصویر کشیده. بعد بوسه سر سطر ...

بعد حجرت در باد / شب زخم و فریاد
بعد یک دفتر تر / لای دفتر خنجر
بعد تنهایی من / یاد دل دل کردن
گردشی در دربند / حسرت یک لبخند
* دلیل این جدایی، حجرت پسر بوده که به زباترین شکل روایت میشه. بعد حجرت در باد، شب زخم و فریاد. اشاره به دفتر غزل پسر میکنه که در دستانش بوده و هر غزل به خنجری تشبیه میشه که در قلب پسر فرو میرفته. دفتر، خیس از اشکان چشم پسر شده بوده. بعد یک دفتر تَر، لای دفتر خنجر.
بعد تنهایی من، یاد دل دل کردن. داستان تنهایی و دل دل کردن برای آن روز به تصویر کشیده میشه. بعد از سالها تنهایی پسر که حالا مرد شده به دربند میاد و در حسرت زیبایی لبخندی که بر لبان دخترک نوجوان بوده میمونه.

در طول ترانه دو بیت اضافی به نظر میرسید ولی بعد از به انتها رسیدن ترانه، مخاطب به طور کامل متوجه جایگیری زیرکانه آنها در بهترین فضای ممکن میشه. ابیات:
مشق شب چشم تو / قهر تو، خشم تو
بعد تاریخ مغول / یا حریق بلبل
شبی که پسرک تصویر چشمان دختر رو بجای انشای بهار میکشید، قهر و خشم چشمان دختر به هنگام شنیدن خبر جدایی رو تصور میکرد. اینکه این خبر چقدر برای او دردناک خواهد بود. قدرت نابودکنندگی این خبر به حمله مغول تشبیه شده. اینکه بلبل (دختر) در آتش (حریق) چطور سوزانده خواهد شد!

و بعد تکرار دیوانه وار ترجیع بند:
زنِ زن، تو! تو! / منِ من، تو! تو!
بهترین babe تو / babe بی عیب تو
بهترین babe تو / babe بی عیب تو
بهترین babe تو / babe بی عیب تو
...



6539
شهیار قنبری، ترانه سرای معاصر، از گنجینه های پر ارزش و گرانبهایی هست که هنوز در این نسل آن طور که باید و شاید شناخته شده نیست. فقط شعرا، ادبیان و اهل موسیقی، فضل و ادب آشنایی و ارادت خاص و ویژه ای به ایشون دارن و این مایه تأسفه که ما همچین افرادی رو بیشتر از 30ساله از کشورمون بیرون کردیم و از نعمت حضورشون در بینمون بی بهره ایم.
شهیار قنبری از بزرگترین و برجسته ترین موسیقی دان های ایرانی حال حاضر به حساب میاد. کارنامه آثار ایشون رو اگر ورق بزنید خواهید دید موسیقی بزرگترین و شناخته شده ترین آثار ایرانی ساخته شهیار قنبری است.